خرید بک لینک

حضور روح کودکان در منزل

فرامرز ملاحسین طهرانی

بخشی از کتاب الکترونیکی «خاطرات یک روح از لحظه قبض جان تا رسیدن به منزلگاه ابدی»

قصد ورود به تختخوابم را داشتم که صدایی از درون هال خانه شنیدم. صدا، صدای دختربچه ای چهار، پنج ساله بود که با شیطنت و بیقراری می دوید و می خندید و بازی می کرد و صدای زنی جوان را هم می شنیدم که به او تذکر می داد که آرام باشد و اینقدر بازیگوشی نکند.

از جا برخاستم و روی تخت نشستم و به خود گفتم این دیگر چه صدایی است که از هال خانه به گوش می رسد. این صداها دور و نزدیک می شد، که ناگهان همان صدای دختربچه از کنار تخت من شنیده شد اما خود او را نمی دیدم. مجددا این دختربچه از اتاقم خارج شد، چون صدایش از من دور شد و از هال شنیده شد. من سریع برخاستم و لباسم را پوشیده و از اتاق خواب خارج شدم. فهمیدم که ارواحی در خانه ام هستند و احتمالا روح یک دختربچه با روح زنی که همراه وی است می باشد. روی کاناپه نشستم و از ارواح حاضر در خانه ام خواستم که خودشان را معرفی کنند و قصدشان را از آمدن به خانه ام بگویند.

روح دختربچه ازاین سو به آن سو می دوید و گاه از خانه خارج می شد، چون می شد صدایش را از خارج از خانه شنید. صدای زنی جوان در نزدیکی من بعد از سلام، مرا مورد خطاب قرار داد که او روح نگهبان دختربچه ای است که مشغول بازیگوشی است و به خاطر شیطنت های دختربچه از من عذرخواهی نمود. از او پرسیدم این دختربچه چه مدت است که فوت کرده، ایشان در پاسخ فرمودند که این بچه یک ماه است که بعلت بیماری سینه پهلو فوت نموده وعلت حضور در این خانه به این خاطر است که، این خانه در نزدیکی خانه این دختربچه است.

پرسیدم؛ یعنی درهمین محل است. ایشان فرمودند، دو کوچه بالاتر از این جا منزل این دختربچه است.

من با شنیدن این خبر، متعجب شدم که چطور من متوجه آن خانه نشده بودم درحالیکه خودم هم دراین محل زندگی می کنم. شاید این بخاطر این باشد که من صبح زود به محل کار رفته و غروب و یا شبها که بازمیگشتم، متوجه وقایع محیط پیرامونم نبودم.

درهمین حین، صدای شیطنت و تفریح دختربچه را باز هم در داخل خانه شنیدم که به نزد روح مددکارش بازگشته بود. با صدای بلند از روح دختربچه پرسیدم که هم اکنون کجا رفته بودی. او انگار به نزدیکی من آمده بود بعد از کمی سکوت با لحنی کودکانه و همراه با خنده های معصومانه در پاسخ گفت که نزد مادر و برادرش بوده، اما چون برادرش در خواب بود، او چندبار خواسته بیدارش کند، اما او بیدار نشده است. و باز هم با شیطنت از من دور شد.

از روح خانم مددکار کودک پرسیدم: چرا این کودک را به نزد خانواده اش آورده اید؟ ایشان در پاسخ گفتند: این کودک و کودکانی که در سنین کودکی از دنیا می روند، بنابرمشیت و اوامر الهی، می بایست روزی دو سه باربه نزد خانواده اشان بیایند تا فرکانس امواج حضورشان موجب تلطیف و تسکین روحی و روانی برای والدین و دیگر اعضای داغدار خانواده شود وهم اینکه این کودک مانند سایر کودکان از تجربه حضور در خانه و بهره مندی از توجهات والدین و دیگر اعضای خانواده خویش برخوردار گردد. پس تا زمانی که داغ اعضای خانواده فروکش نکرده و تا زمانی که کودک به رشد عقلی و شخصیتی که برگرفته از امواج عقلی خانواده خویش است دست نیابد، وی همچنان یکی از اعضای حاضر در جمع خانواده خواهد بود. مضافا بر آنکه این کودک علاوه بر پرورش و آموزش ازطریق خانواده به یک مدرسه عالی دیگر که آموزش و پرورش دردستگاه الهی است نیز نائل می آید، و به همین خاطر این کودکان نسبت به برادران وخواهران خود که هنوز در دنیا هستند، از بهره هوشی و علمی بالاتری برخوردار بوده و جایگاه علمی و تربیتی و اخلاقی بس والاتری نسبت به سایر اعضای خانواده خواهند داشت.

از ایشان پرسیدم، وقتی اعضای خانواده وجود فرزندشان را در خانه حس نمی کنند و او را نمی بینند، چگونه این امر موجب تسکین آنها می شود.

ایشان در جواب فرمودند: بله نمی بینند، اما حضور وی را حس می کنند، درضمن ضمیر ناخودآگاه انسان که محل ثبت خاطرات گذشته و حال و باخبر از وقایع آینده انسان است، با درک حضور روح عضوی از خانواده که فوت شده است، با ارسال پالس و پیام به غدد درونریز داخلی بدن، درتنظیم هورمونهایی که باعث کاهش استرس و اضطراب و درد و غم می شود، نقشی اساسی ایفا نموده و این مهم را به سرانجام می رساند. لذا پس از چندی همگان می بینند که اعضای خانواده یک متوفی رفته رفته به روال عادی زندگانی خود بازمی گردند.

باز از ایشان سوال نمودم که شما به غیر از خانه من به خانه های دیگر این محل هم رفته اید؟

ایشان در پاسخ فرمودند که این کودک با استفاده از توانایی های خود بعنوان یک روح که قادر است از در و دیوار بگذرد، با بازیگوشی به خانه های پیرامون خانه مادری اش می رود و من هم او را همراهی می کنم، اما این را هم بگویم که هاله های پیرامون جسم مادی شما به علت ارتعاش زیادی که دارند، این دختر را به سوی شما و این خانه جلب کرده است. درواقع رنگ هاله های دور بدن شما به علت پرتوافشانی زیادش نظر این کودک را به خود جلب کرده و او دراین خانه احساس خوبی دارد و همانطور که خود می دانید ارواح به واسطه بلندی و ارتعاش هاله های اطراف بدن مدیومها به سوی آنها جذب شده و اقدام به برقراری ارتباط با آنها می کنند. اما این کودک بعلت عدم رشد فکری فقط به خاطر پرتوافشانی هاله های دور بدن شما و اینکه از رنگ ارتعاش هاله های شما خوشش آمده به سوی مکانی که شما هستید جذب شده، نه برقرار کردن یک ارتباط مدیومی.

در این لحظه از روح مددکار آن کودک درخواست کردم که آن کودک را برایم مجسم نماید. که ایشان فرمودند به علت ضعف قوای جسمانی شما که خسته هم می باشید و کمبود سیالات روحی برای تجسد بخشیدن به روح کودک از این کار معزور می باشد و ضمن خداحافظی با من همراه با آن کودک به جهان های روحی عروج نمودند.


برچسبها: حضور روح کودکان در منزل, روح کودکان, مقالات علوم روحی, روح, ارواح
نوشته شده توسط ناجی در 14:44 | لینک ثابت •

برچسب: نویسنده: یاسین فراهانی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 3:22

صفحه بندی